M. R. Lotfi
خانه

 

  کنفرانس مطبوعاتی كنسرت استاد محمدرضا لطفي در شيراز
 
 
 lotfi_1.jpg
 

 

کنفرانس مطبوعاتی  كنسرت استاد محمدرضا لطفي و گروه هم‌نوازان شيدا روز شنبه 29 خردادماه در هتل جام‌جم شهر شيراز برگزار خواهد شد.

با توجه به اينكه كنسرت گروه هم‌نوازان شيدا به سرپرستي استاد در تاريخ 4 و 5 تيرماه سال جاري در شهر شيراز برگزار خواهد شد، يك نشست خبري با حضور اهالي رسانه استان فارس و استاد  لطفي در هتل جام‌جم شهر شيراز برپا مي‌شود.
 اين نشست در جهت ارج نهادن به رسانه‌هاي استان فارس و توسط انجمن موسيقي فارس در شهر شيراز صورت مي‌گيرد.
گروه هم‌نوازان شيدا در شهر شيراز قطعاتي از ساخته‌هاي استاد محمدرضا لطفي در بیات ترک را با صداي محمد معتمدي اجرا مي‌كند.
موسسه فرهنگي‌هنري آواي شيدا با همكاري انجمن موسيقي ايران كنسرت هم‌نوازان شيدا به سرپرستی محمدرضا لطفی را ۴ و ۵ تیر ماه، ساعت ۲۱ در باغ عفیف‌آباد شهر شيراز برگزار مي‌كند.

 

کنسرت استاد محمد رضا لطفی و گروه همنوازان شیدا در باغ عفیف آباد شیراز

shiraz_poos.jpg

 استاد محمدرضا لطفي نوازنده و آهنگساز صاحب‌نام موسيقي ايران طي دو شب كنسرت در شهر شيراز، به تك‌نوازي تار و سه‌تار مي‌پردازد.

استاد لطفی در شب نخست كنسرت (چهارم خردادماه) با تار خود به هنر بداهه‌نوازي مي‌پردازد. در شب دوم (پنجم خردادماه) نيز با ساز سه‌تار تك‌نوازي خواهد كرد.
براساس اين گزارش، همچنين در بخش دوم اين كنسرت‌ نيز قطعات پيش درآمد «اميد» (تقديم به اميد لطفي)، ساز و آواز گوشه‌هاي درآمد، چهارمضراب شورآفرين، گوشه داد و شكسته، قطعه كرد بيات «دلتنگي» همراه با آواز فرود به بيات ترك و تصنيف «يا دوست» در بيات ترك اجرا مي‌شود. اين بخش در كنسرت ارديبهشت‌ماه گروه هم‌نوازان شيدا به شاعر نامي ايران؛ اميرهوشنگ ابتهاج (ه. سايه) تقديم شد.
مازيار شاهي (تار)، سينا دانش (كمانچه)، هادي آذرپيرا (عود)، آريا محافظ (سنتور)، هوشمند عبادي (ني)، احمد مستنبط (تنبك)، فرخ مظهري (تار ابريشم)، مهرداد هويدا (دف)، محمد معتمدي (آواز) و محمدرضا لطفي (تار، سه‌تار، كمانچه) اعضاي گروه هم‌نوازان شيدا را در اين كنسرت تشكيل مي‌دهند.

موسسه فرهنگي‌هنري آواي شيدا  كنسرت هم‌نوازان شيدا به سرپرستی محمدرضا لطفی را ۴ و ۵ تیر ماه در باغ عفیف آباد شهر شيراز، ساعت ۲۱ برگزار مي‌كند.

 

 
ساخت تصنیف"ایران ای سرای امید"در سال اول پیروزی انقلاب
 
chavosh6.jpg
 
این اثراولین کارمن بعد ازپیروزی انقلاب بود. شورو نشاط مردم همراه با امید به آینده و احیاشدن روح و روان ایرانی  و گذار ازیک نظام چند هزارساله به جمهوریت ، همه ما را پرازشعف نموده بود. درهرخیابانی مردم و دانشجویان درحال بحث آزاد بودند و کل خیابان انقلاب مملو بود ازکتاب ها و روزنامه هائی که هرگزدرزمان شاه به چاپ نرسیده بود. کتاب هائی با جلد سفید ازطرف همه گروه های مارکسیستی ، ملی مذهبی و دیگراندیشه های نو کهنه با نگرش های مختلف و ولع خوانده میشد و این همه آثارناب دل همه را شاد نموده بود.
 
 موسیقی های گوناگون که بصورت خودجوش درحال تهیه بود و تکثیرمیشد شعفی را دردل مردم ایجاد کرده بود که هرگزکسی نمی تواند آنرا ازیاد ببرد. دراین هیجان ها و راه پیمائی های مختلف جای یک موسیقی که منطبق با خواسته های روحی و فکری مردم باشد مهیا گردیده بود. خودمن که ازقبل ازقیام دربیشترراه پیمائی ها شرکت داشتم و ازنزدیک شور مردم را احساس میکردم به ضرورت ساخت نوعی ازموسیقی که شادمانی مردم را جواب دهد  رسیده بودم . درآن دوره فرمی جدید برای نشان دادن این نوع شعف و شادمانی وجود نداشت . با توجه به چند کاری که قبل ازقیام نموده بودم که بنام های : شنبورد با صدای شجریان و آزادی با صدای ناظری ضبط و پخش شده بود، برآن شدم که حال کاری بعد ازپیروزی انقلاب درست کنم که جواب گوی نیازخود و مردم باشد....
ادامه مطلب...
 
موضوع زیبا شناسی درهنرموسیقی رسمی ایران
 
 
tar_setar.jpg


مقوله زیبا شناسی درهنر بصورت عمده برمیگردد به سنت های قومی هرملتی. اینکه بگوئیم که مقوله زیبا شناسی یک امرجهانی ست درست نیست چرا که هرقومی بنا به سلیقه تاریخ که تابعی است ازتولیدات هنری و خوصیات فرهنگی انسان ها درنقاط مختلف زمین، متفاوت است. برای مثال زن یا مردی درافریقا ضوابط زیباشناسی آن با مردان  و زنان زیبا دراروپا فرق می کند. هرگزشنیده نشده که ایرانیان ازیک زن افریقائی تعریف کنند و یا حتی با یک زن یا مرد سیاه پوست ازوداچ کنند. این گفته به این مفعوم نیست که یک فرد سیاه پوست زیبا نیست بلکه علت آن ذائقه فرهنگی و زیباشناسی قومی آن متفاوت است. همین موضوع را می توان به پدیده های هنری نیزتامیم داد. با اینکه درطی هزاران سال روابط اجتماعی و فرهنگی بین ملت ها صورت گرفته اما میتوان گفت که هرچقدرفاصله جغرافیائی ملت ها با هم فاصله داشته اند و درطی تاریخ نتوانسته اند برهم تاثیرمتقابل گذارند ، این مفهوم با آن  فاصله بیشتری  ازنظربرخورد به زیبا شناسی  مواجه میشود. برای مثال زیباشناسی قومی ملت چین با کره و اروپا. لذا میتوان موضوع زیباشناسی را ابتداء کشور و سپس منظقه ای و به دنبالش جهانی نگاه کرد. دراین رابطه می توان اینگونه تلقی کرد که همان گونه که جهان به فرهنگ های گوناگونی تقسیم میشود، زیبا شناسی نیزمیتواند تابعی باشد ازتقسیم بندی فرهنگی کشورها. باید قبول کرد که پایه های زیباشناسی می تواند زبان مشترک بین اقوام، مذهب و آئین های گوناگون، نژاد مشترک، روابط کشوری با یکدیگر، مزرهای مشترک نزدیک با مراکزفرهنگی کشورها درطول تاریخ، آب هوا و شعاع جغرافیائی نزدیک به هم مانند کشورهای خط استوا یا شرق نزدیک و دور. همه این عوامل و مسائل دیگرریزتردرنگاه زیباشناسانه ایچاد تقاوت می کند و ذائقه ملتی را شکل می دهند.
دررابطه با موسیقی نیزموضوع همین است . با این تفاوت که موسیقی هنرآواهاست که ازدرون روح وقلب ملت ها بوجود می آید و چون طبیعت عامل شنیدن موسیقی نبوده ، یعنی شما صبح که ازمنزل بیرون می آئید ازطریق نگاه به افق و رنگ ها که به نوع زمینه را برای نقاشی شما آماده می کند، درموسیقی اینگونه نیست . شما ازجریان هوا صدای موسیقی نمی شنوید. موسیقی هنریست که انسان ازدرونی ترین گوش خود که رابطه قلی با چان او دارد موسیقی را کشف و گشترش داده . به همین خاطر ذائقه شنیداری ملت ها بسیاربا هم بیگانه است. برای مثال تفاوت موسیقی چینی و ایرانی. کمترجامع ایرانی درمنزلشان موسیقی چینی گوش میدهند. بیشترملت ها به موسیقی هائی درسطح بین المللی گوش میدهند که گوش درونی شان آنرا ازنظرفرهنگی بپذیرد. موسیقی عرب بخاطرذائقه فرهنگ منطقه ای به ما نزدیک تراست تا موسیقی هندی. اما ایرانیان ازنوعی اززیبا شناسی اصوات برخوردارند که به موسیقی هندی ، عربی و ترکی علاقه نشان داده و میدهند اما کمتر یک تصنیف چینی یا ژاپنی گوش میدهند. پس باید نکات زیررا دررابطه با زیباشناسی موسیقی پذیرفت:

1- زیبا شناسی هرکشورتابعی ازسلیقه های درون کشوریست.
2- زیباشناسی هرکشور درطول تاریخ متاثرازکشورهای دارای فرهنگ های مشترک است.
3- زیباشناسی هرکشور درطول تاریخ بوسیله هنرمندان آن و رابطه با مردم طعم و خواص با کیفیتی یافته.
4- زیباشناسی پس ازکشوری منطقه ای هست مانند زیباشناسی اروپائی ، عربی  و ایرانی.
5- زیبا شناسی تابعی است ازارتباطاط فرهنگی با دیگرملل درطول تاریخ .
6- زیبا شناسی موسیقی  ارتباط به گوش درونی دارد. و حساسیت طبیعی گوش ملت ها با هم فرق می کند. برای مثال هندی ها ازگوش حساس ترازنظرفیزیک صوت دارند نسبت به اروپائی ها.

درشماره بعد میتوان وارد ارزش های زیباشناسانه موسیقی ردیف دستگاه شد.

ادامه دارد.....

 

خاطرات من با پرویزمشکاتیان
 meshkatian-wallpaper.jpg
 

شاید این خاطرات کمک کند تا علاقمندان بتوانند بیشترشادروان مشکاتیان را بشناسند.

اولین روزی را که من مشکاتیان را دیدم، ایشان سال اول دانشکده هنرهای زیبا رشته موسیقی بود.درست یادم می آید که ترم اول بود. دانشجویانی که ازشهرستان ها وارد دانشکده ما میشدند خیلی زیاد نبودند. تعدادی که قادربودند وارد گروه موسیقی شوند، بیشترکسانی بودند که یا استعداد زیادی داشتند وسازخوب میزدند یا ازهترستان عالی وملی کنکور داده وقبول میشدند.  فکرمی کنم که سال سوم یا آخربودم، خوب به خاطرنمی آورم. گروه موسیقی اطاق های محدودی  برای تمرین ما داشت و بیشتراطاق ها را سازهای غربی اشغال میکردند و به همین دلیل ما ازاین موضوع خوشحال نبودیم. درهمان اوایل ترم برای بررسی اطاقی که بشود تمرین کرد به انتهای راهرو که بیشترمواقع درس پیانو داده میشد رفتم. هنگامیکه درب را بازکردم مشاهده کردم که جوانی بلند قامت ولاغرپشت پیانو نشسته و دارد یک آهنگ معروف پاپ را می نوازند و چند دخترسال اول نیزدوراو را گرفته اند .  میدانستم که ایشان سنتورمیزنند و ازاستان خراسان وارد گروه موسیقی شده اند. خیلی تعجب کردم چون کسانی که به این گروه وارد میشدند یا سابقه موسیقی غربی جدی داشتند که به دنبال این گونه موسیقی نبودند یا ازبخش موسیقی ایرانی آمده اند که آنها نیزکمتربه سراغ این موسیقی میرفتند. این اولین شک من نسبت به فرهنگ پرویزبود.چندی بعد شاید سال دوم بود که شنیدم جناب دکترصفوت اورا به مرکزدعوت که درهمان زمان من ازمرکزبیرون آمده بودم و هنرمند گرامی علیزاده و شکارچی درمرکزکارمیکردند. پشنگ کامگارو مشکاتیان دوستان صمیمی شده بودند و من ازطرف برادرزن سابقم ازاوخبرداشتم. پرویزخیلی زود ازآن فضای دبیرستانی بیرون آمد و احساس کرد کره میتواند درمیان اهلوسیقی جوان آنروزگارمطرح شود. اگرچه سنتوررا شیرین می نواخت اما مانند خیلی ازشهرستانی ها به ردیف و آثارقدما آشنائی نداشت. او درخیابان پشت دانشگاه آپارتمانی برای خود اجازه کرده بود که گفته میشود قبل ازاو جناب طلائی درآن سکونت میکرد. درآن روزگارخیلی آسان نبود که دانشجوئی بتواند یک آپاتمان شخصی داشته باشد. بعدها متوجه شدم که خانواده اش ازنظرمالی ازوضع بهتری برخورداراست. درفاصله خیلی کم ما باهم رابطه خوبی پیدا کردیم و من گاهی سرراه خانه ام به او سرمیزدم. ....

ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 5 از 39
© 2010 Avaye Shayda
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Noncommercial-Share Alike 3.0 License.